خیلی زود گذشت

زودتر از گذشتن شبهای بارونی

زودتر از شیرینی خوابیدنهای روزای خستگی

زودتر از غصه های شبهای دلتنگی

زودتر ازونی که فکرشو کنی

یادمه روزای اولی که داشت رقم میخورد خیلی سخت بود واسم

پر از زجر،پر از نفهمیدن،پر از سردرگمی

کم کم که گذشت،روزها رنگ باختن،هم شیرینیاشون،هم تلخیاشون

تجربه های جدید اومد

فصلها گذشت

وقتی نگاه کردم به عقب

دبدم دیگه نه من اون ادمی هستم که بودم

نه راهمو درست انتخاب کردم

دنیا با خنده ها وگریه هاش عقلمو دزدید و درگیر خدش کرد

منبع : بردیا elves0014روزهایی گذرا تر از شبهای بارانی
برچسب ها : شبهای